تبليغاتX
کجای کدوم دنیاییم


کجای کدوم دنیاییم

جهان

ظرفیت مذهبی مردم کشور چند فرهنگی سوئیس که هیچ مذهبی بر آن مسلط نیست در حد بالایی است و از طرفی نیز آزادی دین و ایمان که در شرایط بسیار مقدس صلح سوئیس است به بهای گزافی به دست آمده است.
در سوئیس پیروان تمام مذاهب از آزادی عقیده و عمل به فرایض دینی برخودارند.
ترکیب مذاهب مختلف در کشور سوئیس تا پایان سال 2001 به شرح ذیل می باشد.
مذهب                        جمعیت

رومن کاتولیک               46%             
پروتستان                    40%
مسلمان                     4%
یهود                           3%
غیره                           7%
آزادی بروز اعتقادات مذهبی از طریق اجرای شئونات مذهبی در ماده 15 و حق ابراز باورهای اخلاقی و غیره در ماده 16 قانون اساسی  فدرال تضمین شده است. تمام افراد جامعه از جمله آحاد اقلیت ها،از آزادی ابراز و نمایان نمودن دین یا اعتقاد خود چون هریک از حقوق در آزادی­های اساسی دیگر برخوردارند. این حق را تنها در شرایط خاص می توان محدود ساخت آن هم هنگامی که منافع عمومی ایجاب کند در یک مورد مشخص که مدیریت یک زندان از ایجاد نمازخانه برای زندانیان سرباز زده بود، در حالی که زندانیان مسیحی از امکان مشابه برخوردار بودند دادگاه فدرال حکم کرد که این رفتار مدیریت زندان مغایر آزادی فرهنگی می باشد و این حق را برای زندانیان مسلمان نیز محترم شمرد.
دادگاه فدرال ضرورت بی طرفی مدارس عمومی را خیلی جدی می گیرد. این دادگاه رای به این داد که نصب صلیب در کلاس ها ی مدارس مغایر قانون اساسی فدرال است. با این وجود این دادگاه اعتراض یک خانم معلم ژنوی را که ادارت کانتونی بر وی ممنوع کرده بودند هنگام تدریس روسری سر کند، رد کرد و آن را نپذیرفت. دادگاه فدرال بر این باور بود که ممنوعیت روسری در راستای دفاع از حقوق دانش آموزان و والدین است. این رای توسط دیوان عالی حقوق بشر اروپا در فوریه2001 نیز تائید شد. حتی اگر در کانتونی درس دینی تدریس شود، شرکت  این کلاس ها باید کاملا اختیاری باشد.
نسل جوان امروزه دوباره به کلیسا روی آورده و کلیسا به خواسته های آنها توجه پیدا کرده است. کلیسا خدمات اجتماعی خوبی را ارائه و برنامه­های سازنده ای برای نسل جوان تدارک می بیند.
طبق نظرسنجی به عمل آمده توسط موسسه تحقیقات آماریlink در مورد امور مذهبی نتایج زیر حاصل گردید:
-اگر چه 53 درصد مردم سوئیس به زندگی پس از مرگ، 39 درصد به جن و انس، 38 درصد به شیطان و 40 درصد به روز قیامت اعتقاد دارند.
-اما 36 درصد مردم سویس به زندگی بعد از مرگ، 53 درصد به جن و انس، 53 درصد به شیطان 50درصد به روز قیامت اعتقاد ندارند.
به علاوه 11 درصد مردم هنوز نسبت به زندگی بعد از مرگ، 8 درصد در مورد جن و انس،53 درصد به شیطان و10 درصد به زندگی بعد از مرگ مردد هستند.
در مجموع 84 درصد مردم سوئیس علاقمند به غسل تعمید ،77 درصد خواستار انجام مراسم ازدواج در کیسا و 14 درصد به برگزاری مراسم دفن و تدفین توسط کشیش ها نظر موافق ندارند.
3 درصد مردم نسبت به انجام غسل تعمید 4 درصد به لحاظ انجام مراسم ازدواج در کلیسا، 4 درصد به برگزاری مراسم تدفین  توسط کشیش­ها مخالف هستند.
طبق تحقیقات این موسسه در رابطه با مسیحیت در سوئیس، این نتیجه به دست آمده که سوئیسی­ها مردم مذهبی و پایبند به اصول دین هستند، 81 درصد مردم به خدا اعتقاد دارد.

مسیحیت در سوئیس:
در سوئیس 3/1 میلیون نفر مسیحی کاتولیک زندگی می کنند و شهر بازل مهمترین حوزه ی اسقفی کلیسای کاتولیک می باشد. به دلیل نظام کنفدراسیون و استقلال کانتون­ها سوئیس سر­اسقف ندارد.
طبق ارزیابی گئورک اشمید استاد دانشگاه زوریخ و کشیشان پروتستان، حدود 600 فرقه در سوئیس وجود دارد ولی رائول رانک،یک متخصص فرقه­های مذهبی در ژنو تعداد این فرق را تا 200 گروه ذکر می کند.

مسلمانان در سوئیس:
مرکز مذهبی مسلمانان به حدود 50 مرکز می رسد. این مراکز عبادی اکثرا به صورت آپارتمان­های ساده­ای است که تبدیل به محل عبادت و تجمع شده اند. در سوئیس فقط دو مسجد به معنی واقعی کلمه از نظر سبک معماری وجود دارد. این مسجد در سال 1963 در زوریخ ساخته شد و متعلق به فرقه­ی احمدیه است که یک جنبش التقاطی و انحرافی در اسلام است و در سال 1974 توسط جامعه ی جهانی اسلام مردود شناخته شده است. دومین و مشهور ترین مسجد سوئیس در ژنو واقع شده است. این مسجد در سال 1978 به وسیله ملک خالد پادشاه عربستان افتتاح گردید. ساختن و افتتاح این مسجد توسط پادشاه عربستان موجب تعبیر و تفسیرهای فراوانی توسط تعداد زیادی از مسلمانان شد که به این ترتیب وابستگی سیاسی این مسجد را که به مسجد اعیان ها شهرت یافته مورد انتقاد قرار می­دهند.در ژنو مرکز اسلامی دیگری توسط «سعید رمضان» به سال 1961 که یکی از اعضای اخوان مسلمین در مصر است تاسیس گردید که به منزله یک سازمان واقعی محسوب
می شد. وی که  مورد شکنجه و آزار«عبد الناصر» قرار گرفته بود در این مرکز گرایشی از اسلام به وجود آورد که رقیب مسجد سعودی است که بنیانگذار و تئوریسین این گرایش «حسن البناء» اصلاح گری است که در سال 1949 به قتل رسید. گفته می شود این مرکز شعاع عمل وسیعی دارد زیرا خطبایی تربیت می نماید که در کشورهای اروپای غربی فعالیت دارند. بر اساس سر شماری به عمل آمده در سال 2001 ،310000 مسلمان در سوئیس به سر می بردند (این تعداد در واقع مسلمانان را به دومین دین در سوئیس پس از مسیحیت تبدیل می کند و آنان را پس ار کاتولیک ها و پروتستان ها به سومین جامعه ی مذهبی سوئیس می رساند.)
از سال 1970 به این طرف تعداد مسلمانان در سوئیس 5 برابر شده است. حدود 4/5 درصد جمعیت را تشکیل می­دهند.
مسلمانان حاضر از ملیت­های مختلف هستند که عمده ترین آنها از یوگسلاوی سابق با 38 درصد و از ترکیه با 22% می­باشد.
مهمترین مشخصه مسلمانان سوئیس این است که آنها یک دست نیستد و زبان­ها و فرهنگ­های متفاوت دارند علاوه بر آن مشکلات و درگیری­های داخلی مذهبی نیز بین آنها به چشم می­خورد.­ عوامل دیگری نظیر مشاغل مختلف جایگاه­های اجتماعی مختلف،­ جایگاه های اجتماعی متفاوت، ملیت­های مختلف، محل­های تولد گوناگون و غیره باعث شده است که به عنوان مثال دانستن آمارهایی نظیر تعداد شیعه و سنی با توجه به مشکلات موجود بسیار دشوار باشد. تبدیل شدن مسلمانان به سومین اقلیت بزرگ مذهبی سوئیس موجب به صدا درآمدن زنگ خطر را در جامعه سنتی و محافظه کار این کشور فراهم ساخته است و حوادث مربوط به 11 سپتامبر و حمله­ی آمریکا به افغانستان و اخبار و گزارش­های نشریات و رسانه­های جهانی پیرامون مسلمانان به این قضیه بیشتر دامن زده است.

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 11:37 توسط فاطمه| |

به نام خدا

وقتی درباره کشوری مثل سوئیس می­خوانم یا می خواهم بنویسم، کشوری که ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و تاریخ آن یک دنیا با کشورما و حتی با سایر کشورهای اروپایی متفاوت است، سردرگم می­شوم.دکتر سیف زاده،باعث حساسیت من روی کشور سوئیس شد. همیشه قم و سوئیس را طنزوار با هم مقایسه می­کرد. این که سوئیس قرن­ها بی طرفی خود را حفظ کرده و گذشت زمان باعث نشده که این سیاست دولت تغییر کند،برایم خیلی جالب است. درباره ی تاریخ و مساله­ی بی طرفی این کشوران شاءالله بعدا خواهم نوشت. تصمیم گرفتم چند پست درباره ی این کشور بگذارم.

زبان مردم کشور سویس:
در قانون اساسی سوئیس از سه زبان «رسمی» و چهار زبان «ملی» یاد شده است. زبان های رسمی عبارتند­ از:فرانسه، آلمانی و ایتالیایی. در نتیجه سوئیس چهار اسم دارد: شوایز به آلمانی، سوئیس به فرانسه و سوایزرا به ایتالیایی. تمام قوانین ملی به این سه زبان نوشته می­شود. زبان خارجی غیرمرسوم در کشور سوئیس، زبان امانش است که ارتباط نزدیکی با لاتین دارد و تقریبا یک درصد از مردم سوئیس به آن تکلم می­کنند و در دره­ها  و کوهپایه های ایالت گراوبوندن رایج است.حدود 70 درصد از مرم سوئیس به شکل خاصی از آلمانی صحبت می کنند که آلمانی سوئیسی نامیده می­شود. این زبان در شمال شرقی و بخش­های مرکزی این کشور رواج دارد. زبان فرانسه که تقریبا 20 درصد از مردم سویس به آن تکلم می کنند در غرب سوئیس رایج است. ایتالیایی هم، زبان 10 درصد از مرم این کشور است که در جنوب سوئیس و در مرز ایتالیا زندگی می­کنند.
قانون اساسی فدرال ضمن تضمین آزای زبان، هر نوع تبعیض را بر اساس زبان ممنوع نموده است.
ماده 18 قانون اساسی فدرال حق هر کس را برای استفاده­ی آزادانه و بدون محدودیت از زبان محفوظ دانسته است، چه در حوزه خصوصی و چه در ملاء عام، هم شفاهی هم کتبی. این آزادی محدود به یک زبان و یک منطقه جغرافیایی خاص نیست. هر کس می­تواند در هر جای سوئیس که می­خواهد از زبان خود به هر نوعی که می­خواهد استفاده کند.
بر اساس آزادی زبان تک تک افراد حق این را دارند که در مراوده با ادارات دولتی از زبان خودشان بهره گیرند. آنها می توانند به انتخاب خود از یکی از چهار زبان رسمی درمراجعه به ادارات فدرال استفاده کنند و حق این را نیز دارند به همین زبان پاسخ دریافت کنند.

نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 8:16 توسط فاطمه| |

این بار در مورد ایتالیا می نویسم.اما چند روز دیگه.باشه؟!

الان مثلا چند روز دیگه اس.باشه؟!

می خواستم درباره ی تاریخ ایتالیا بنویسم یا گردشگری،اما به نظرم رسید دانشگاه بهتره.

دانشگاه در ایتالیا

در حال حاضر در ایتالیا ۳۶ دانشگاه معتبر وجود دارد که ۱۴دانشگاه در ایتالیای شمالی و ۹ دانشگاه در ایتالیای مرکزی و ۱۳ دانشگاه در ایتالیای جنوبی واقع است .قدیمی ترین دانشگاه ایتالیا بلونیا است که در سال ۱۱۳۵ در اروپا مشهور بوده است و در سال ۱۹۸۸ دانشگاه بلونیا نهصدمین سالگرد فعالیت خود را جشن گرفت. دانشگاه پاوایا ،پادوا،پیزا،روم نیز از دانشگاه های قدیمی و معروف ایتالیا می باشند.

کتابخانه در ایتالیا

از نخستین پایه گذاران کتابخانه در ایتالیا باید از امپراتور آگوستیو نام برد که دو کتابخانه پالاتینا و اتوویانو را در استان لازیو تاسیس کرد و بعد امپراتور تریانو که کتابخانه ی المپیا را تاسیس نمود.در قرون وسطی بر اثر یورش بربرها و خرابی های ناشی از آن ناچار کتابخانه ها به دیرها و صومعه ها منتقل و در آنجا محافظت شد به خصوص با توجه و علاقه ای که کشیشان بنه وتینی به این امر داشتند.

بعد از رنسانس کتابخانه ها در ایتالیا هم از نظر تعداد و هم ازنظر ارزش کیفی ترقی فوق العاده ای کرد و به طوری که همه آگاهی دارند درحال حاضر مفهوم کتابخانه که در آغاز صرفا به معنای محل نگهداری کتاب بوده است از این حد فراتر رفته و معنی وسیعتری به عنوان مرکز تحقیق و مشورت و مطالعه به خود گرفته است.

درحال حاضر ۵۹۳۸ کتابخانه درسراسر ایتالیا وجود دارد.

*ایتالیای امروز،سال انتشار ۱۳۶۸

یک مقایسه:

قدیمی ترین دانشگاه ایتالیا بلونیا است که در سال ۱۱۳۵ در اروپا مشهور بوده است و در سال ۱۹۸۸ دانشگاه بلونیا نهصدمین سالگرد فعالیت خود را جشن گرفت.

دانشگاه تهران، قدیمی ترین دانشگاه ایران در سال ۱۳۱۳ در زمان رضاشاه پهلوی تاسیس شد.سال۸۳  دانشگاه تهران هفتادمین سالگرد خود را جشن گرفت.

چرا قدیمی ترین دانشگاه ایران باید تنها هفتادو چندسال عمر داشته باشد؟جالب تر این که قدیمی ترین کتابخانه ی کشورمان خیلی کم سن تر از این حرف هاست.اما چرا امروز با وجود دانشگاه های زیاد در ایران انگیزه فراگیری دانش در دانشجویان ما وجود ندارد؟

                                                                                                                 ۱۳۸۶/۱/۲۲

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 15:31 توسط فاطمه| |

پایتخت بورکینافاسو واگادو می باشد که در مرکز این کشورودر کنار رودخانه سرخ واقع شده است.شهرهای مهم بورکینافاسوعبارتند از: شهر وای گویا در شمال، شهر فاداگورما و تانکو دوگو در شرق، شهرهای دکودوگو، بوبو دو لسو و بانفورا که در غرب این کشور قرار گرفته اند.

بورکینافاسو دارای یازده میلیون و پانصد هزار نفرجمعیت می باشد، هر 32سال جمعیت دو برابر می شود.تعداد جمعیت زنان بورکینافاسو کمی بیشتر از مردان می باشد.35/51 در صد زن 65/45 درصد مرد می باشند .

اکثریت جمعیت بورکینافاسو روستانشین هستند بر اساس آمار رسمی 80%جمعیت بورکینافاسو در روستاها زندگی می کنند و بقیه در شهر ها ساکنند .

تعداد مرگ و میر درشمال کشور که از امکانات کمتری برخوردار است نسبت به جنوب بیشتر است.دو بیماری مالاریا و مننژیت دو بیماری هستند که بیشترین میزان علل مرگ و میر را به خودشان اختصاص داده اند.عمر متوسط افراد در این کشور حدود 47 سال می باشد .بر اساس آمار موجود بیش از 60 قوم در این کشور زندگی می کنند بزرگترین گروه قومی این کشور بوبو در جنوب غربی ،موسی و گورما در شمال و شمال شرقی می باشند.

در سالهای اخیر مهاجرت های ریادی از این کشور به سویب کشور های همسایه مانند ساحل عاج و غنا صورت گرفته که بیشتر با انگیزه یافتن کار در مزارع قهوه و کاکائو ،موسسات صنعتی و بخش تجارت و خدمات انجام شده است.در خصشوص مهاجرت به این کشور باید به حضور پناهندگان زیادی از کشورهای مالی و نیجر اشاره کرد.

طبق آمار حدود 60 زبان و قبیله گوناگون در بورکینافاسو موجود می باشد .

زبان رسمی بورکینافاسو فرانسه می باشد که همانند بسیاری از کشورهای غرب آفریقا از دوران استعمار کشور فرانسه به این سرزمین به یادگار مانده است.

بورکینافاسو فاق هرگونه سلاح استراتوژیک بوده و نیروی نظامی این کسور فقط به سلاح های متعارف ،آن هم در سطح متوسط و نه پیشرفته مجهز می باشد.بنابراین دارای تمایزات برجستهت ای نسبت به کشورهای همسایه اش برخوردار نیست.

این کشور یعنی از کشورهای توسعه نیافته آفریقایی محسوب می شود که تقریبا فاقد تکنولوژی خاصی در زمینه های مختلف میباشد تا براساس آن بتواند موقعیت خاص بین المللی دابه دست آورد.در واقع بورکینافاسو یکی از عقب مانده ترین کشورهای جهان می باشد.

طبق آمار رسمی و غیر رسمی اولین مذهب رایج در کشور ،اسلام،و سپس آنمیسم و رده سوم مسیحیت می باشد .براساس آمار اعلام شده 52%مردم این کشور را مسلمانان 20% رامسیحیان و همچنین 20%را آنمیست ها و 8%بقیه پیروان ادیان هستند.

 

چرا اولین متنی که نوشتم درباره بورکینافاسو بود؟

خیلی وقت بود که می خواستم بنوسم اما نمی دونستم از کدوم کشور شروع کنم.ژاپن؟فرانسه؟چین؟هند؟... .

درباره ی ایران مطمئن بودم.می دونستم که درباره ی ایران نمی خواهم بنویسم اما یه روزی هم نوبت ایران می رسه.دوست داشتم اول درباره ی کشور های مسلمان نشین بنویسم تا ببینم چقدر سطح زندگی مسلمانان با آن چیزی که در نظرم است مطابقت دارد.

بور کینافاسو را انتخاب کردم چون وقتی کسی می خواست درباره یه کشور خیلی عقب افتاده صحبت کنه و اون رو تحقیرکنه بورکینافاسو رو مثال می زد .خواستم در مورد این کشور بیشتر بدونم تا جواب بعضی از سوالاتم رو بگیرم.

در مورد تاریخ این کشور و روابط ایران با آن در پست های بعد می نویسم.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 20:23 توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin